جمعه بیستم مرداد ۱۳۹۱ | 19:48 | محمّد اسماعیلی -
مدت ها بود که اینجانب راجع به این سؤال فکر می کردم که آیا « توقیف غیر قانونی خودرو » توسط پلیس راهنمایی و رانندگی و دیگر مسؤولین انتظامی و نظامی جرم می باشد یا نه و اگر جرم است مستند قانونی آن دقیقاً چیست ؟ حتی زمانی که اینجاب در کمیسیون قضایی مجلس شورای اسلامی از طرف شهرداری تهران در جلسات بررسی قانون نحوه رسیدگی به تخلفات رانندگی که نهایتاً در تاریخ 8/12/1389 به تصویب مجلس شورای اسلامی رسید ، شرکت می کردم در زمان طرح ماده 6 قانون اخیر که مقرر می دارد : « مأمورین راهنمایی و رانندگی به جز در موارد مصرح قانونی و موارد تصادفات منجر به جرح و قتل مجاز به توقیف وسیله نقلیه موتوری نمی باشد. » این سؤال را مطرح نمودم که ضمانت اجرای این ماده چیست که یکی از آقایان نماینده که ظاهراً دارای سابقه مشاغل قضایی بودند فرمودند که در صورت ارتکاب این تخلف توسط مأمورین راهنمایی و رانندگی ، موضوع مشمول عنوان « تخلف از دستور » در قانون مجازات جرایم نیروهای مسلح می شود . به همین دلیل در آن جلسه پیشنهاد شد اکنون که قانون جدید شدت عمل و محدودیت ها و تضییقات قابل ملاحظه ای برای شهروندان در نظر گرفته و با شناسایی اختیارات قابل توجه برای مجریان این قانون ، در صدد برخورد جدی و مؤثر با متخلفین از مقررات راهنمایی و رانندگی است ، ضمانت اجرای کیفری مؤثری نیز برای مأمورین راهنمایی و رانندگی در نظر گرفته شود تا این اختیارات مورد سوء استفاه قرار نگرفته و مثلاً خودروی شهروندان بی جهت توقیف نشده و از این ابزار برای تهدید و اعمال فشار به شهروندان سوء استفاده نشود که البته قرار شد قبل از نهایی شدن مصوبه این موضوع در مواد نهایی مورد پیش بینی قرار گیرد که متأسفانه اقدامی در این رابطه به عمل نیامد.
متاسفانه به وفور مشاهده می شود که بر خلاف متن صریح ماده (9) قانون که همراه داشتن هر یک از مدارک گواهینامه ، کارت خودرو ، بیمه نامه ، برگه معاینه فنی و حتی شناسنامه یا کارت شناسایی معتبر توسط راننده را مانع از متوقف نمودن وسیله نقلیه توسط پلیس دانسته است ، خودروهای بسیاری به دلیل همراه نداشتن یکی از مدارک فوق در سطح شهر توقیف و روانه پارکینگ می شود ؛ یا در مواقع بسیاری مشاهده می شود که مسؤولین مربوطه شهروندان را تهدید می کنند که در صورت ارتکاب تخلفات خاص ( برای مثال تجاوز از سرعت مطمئه در جاده های کشور بدون آنکه افراد وفق بند د ماده 10 همزمان مرتکب دو تخلف از تخلفات موضوع بندهای 1و 2و 3و 4و 5 و 10 ماده 7 قانون شده باشند ) خودروی رانندگان متخلف را توقیف می نمایند که مشخص نیست مبنای قانونی این اقدامات چیست ؟ ضمن آنکه اساساً باید بین « متوقف نمودن خودرو » که صرفاً متضمن جلوگیری از تردد و رفت و آمد خورو می باشد ( بی آنکه وسیله نقلیه از تصرف و اختیار دارنده آن خارج شود و چه بسا صرفاً از طریق نصب تجهیزاتی از قبیل قفل اتومبیل و غیره صورت گیرد ) و « توقیف خودرو » که مستلزم خارج نمودن خودرو از تصرف و اختیار دارنده آن و اعزام آن به توقفگاه می باشد فرق نهاده و آثار هر یک را جداگانه بررسی نمود .
صرفنظر از آنچه در خصوص توقیف غیرقانونی وسیله نقلیه افراد توسط مأمورین انتظامی گفته شد ، این سؤال مطرح می شود که « توقیف غیر قانونی وسیله نقلیه دیگران » توسط افراد عادی از چه حکمی برخوردار است ؟ فرض کنید شما وارد پارکینگ یک ساختمان عمومی می شوید ؛ اما موقع خروج ، نگهبان یا سرایدار ساختمان از باز نمودن درب اجتناب کرده و مانع از خروج خودروی شما از ساختمان می شود ؛ یا درب محلی که خودروی شما در آن قرار دارد قفل نموده و اساساً اجازه دسترسی شما به خودروی تان را نمی دهد و از اینکه شما وسیله نقلیه تان را از محل پارک شده برداشته و از آن محل خارج شوید مانع می شود.
اخیراً اتفاقی برای یکی از موکلین بنده افتاد که باعث شد این موضوع بیش از پیش توجه بنده را به این مسأله جلب کند . فرد اخیر که آقای الف نام دارد ، صاحب یک کارخانه تولید صنایع فلزی در یکی از شهرک های صنعتی اطراف تهران است . در یکی از شب های گذشته فرد قالب سازی با خودروی سمند خود وارد محوطه کارخانه نامبرده شده و قرار بوده یکی از دستگاههای وی را تعمیر نموده و تا قبل از صبح دستگاه مورد تعمیر را تحویل وی دهد. آقای الف که منزلش در تهران بوده و خود نمی توانسته شب در کارخانه بماند از نگهبان کارخانه می خواهد که به کارهای فرد قالب ساز نظارت کرده و پس از تعمیر دستگاه مورد نظر ، کار را از وی تحویل بگیرد ؛ اما در حوالی ساعت یک نیمه شب نگهبان کارخانه با آقای الف تماس گرفته و عنوان می نماید که فرد قالب ساز مقداری از وسایل دستگاه مورد نظر را که در حال تعمیر آن بوده را در صندوق عقب اتومبیل سمند خود گذاشته و قصد دارد همراه با وسایل فوق از کارخانه خارج شود . آقای الف از تهران با قالب ساز تماس گرفته و از وی می خواهد که از خارج کردن هرگونه وسیله از کارخانه خودداری کند اما پس از بحث و بگو مگو با نامبرده از نگهبان کارخاه می خواهد که درب کارخانه را بسته و از خروج خودروی وی جلوگیری کند تا نامبرده خود را سریعاً از تهران به آنجا برساند.
در این فاصله ، فرد قالب ساز به پلیس 110 زنگ زده و بدون اشاره به درگیری و اختلاف پیش آمده بر سر برداشتن وسایل از محل کارخانه ، به پلیس عنوان می کند که خودروی وی توسط صاحب کارخانه توقیف شده و صاحب کارخانه به نامبرده اجازه خارج کردن خودرویش را از محوطه کارخانه نمی دهد. کلانتری مربوطه نیز سریعاً موضوع را به رییس حوزه قضایی بخش مربوطه اطلاع داده و مقام قضایی اخیر نیز تلفنی دستور می دهد که « درب کارخانه بازگشایی و خودرو تحویل صاحب آن شود.» لذا مأمورین از طریق آتش نشانی درب کارخانه را شکسته و وارد محوطه کارخانه می شوند و خودروی فرد قالب ساز را بدون صورتجلسه نمودن محتویات داخل خودرو ، تحویل وی می دهند . جالب توجه اینکه تا قبل از رسیدن آقای الف به محل کارخانه مدیر داخلی کارخانه که منزل وی ر همان نزدیکی بوده به محل کارخانه رفته و باآمدن مأمورین پلیس موضوع برداشتن وسایل کارخانه را به ایشان اطلاع می دهد و از ایشان می خواهد داخل خودرو بررسی و محتویات آن صورتجلسه شود ؛ ولی مأمورین توجه و اعتنایی نکرده و به دلیل اصرار و پافشاری وی نامبرده را دستبند زده و به کلانتری می برند.
صرفنظر از جنبه های مختلف این موضوع ، اولین سؤال در این قضیه آن است که آیا اقدام آقای الف و نگهبان کارخانه که از خروج خودروی فرد قالب ساز از محوطه کارخانه ممانعت نموده اند ، جرم است ؟ و اگرجرم است با استناد به کدام ماده قانونی ؟ در واقع چنانچه این عمل اساساً جرم نبوده باشد ، مداخله پلیس و مقام قضایی مربوطه توجیهی نداشته است ، ضمن آنکه با فرض جرم بودن نیز نحوه مداخله و صدور دستور ورود به عنف به ملک غیر نیز محل بحث و گفتگوی فراوان است و مبنای قانونی صدور چنین دستوراتی که البته در برخی مواقع و در مورد وقوع و استمرار برخی جرایم ضرورت صدور آن انکار ناپذیر است ، در نظام حقوقی ایران به هیچ وجه مشخص نیست . ( در همین جا یادآور می شوم که بنده در این خصوص مقاله ای تحت عنوان « دادرسی فوری و صدور دستور موقت در امور کیفری » در دست نگارش دارم .)
ظاهراً رییس حوزه قضایی بخش مربوطه این اقدام را ممانعت از حق دانسته اند. این در حالی است که چنانچه منظور ایشان ، « ممانعت از حق » موضوع ماده 690 قانون مجازات اسلامی باشد ، باید گفت که عنوان فوق ارتباطی با ممانعت از حقوق دارندگان خودرو نسبت به تصرف و در اختیار گرفتن وسایل نقلیه ندارد و صرفاً مربوط به حقوق مالکانه افراد نسبت به املاک است و چنانچه مثلاً همسایه ای درب پارکینگ را بر روی همسایه دیگر بسته و مانع از خروج وی شود ؛ این عنوان به دلیل ممانعت از اعمال حقوق مالکانه همسایه مذکور در ملک وی بر اعمال صورت گرفته صدق می کند ولی در ما نحن فیه ، فرد قالب ساز نسبت به محوطه کارخانه و تاسیسات آن حقوق تصرفاتی ای نداشته است که ممانعت از اعمال آن مشمول ماده 690 قانون مجازات اسلامی با همه مباحث گوناگون راجع به آن شود .
بدیهی است عناوین خیانت در امانت و سرقت نیز به دلیل فقدان عناصر اختصاصی هر یک بر اعمال صورت گرفته صدق نمی کند . لذا از همکاران و دوستان گرامی استدعا دارم ملاحظات خود را در مورد جنبه مجرمانه اعمال ارتکابی از سوی آقای الف و نگهبان وی مطرح فرمایند . ضمن اینکه آیا نحوه اقدام مأمورین انتظامی و مقام قضایی مربوطه در خصوص ورود به عنف و شکستن قفل درب کارخانه و خارج کردن خودروی مذکور ؛ در حالی که ادعای سرقت اشیاء کارخانه و قصد خروج آنها از طریق خودروی سمند توسط آقای الف و نگهبان مذکور مطرح گردیده ، منطبق با موازین قانونی بوده است یا نه ؟ آیا صدور چنین دستوراتی در چنین موقعیت هایی به لحاظ موازین رسیدگی کیفری قابل توجیه است ؟و اگر هست مبنای آن به لحاظ حقوقی چیست ؟